سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

101

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

در اطلاق تقطيع بر تفريق شباهت ايندو به يكديگر ملحوظ و منظور گرديده لاجرم استعمال لفظ تقطيع بر تفريق از باب اطلاق لفظ در غير موضوع‌له بعلاقه مشابهت بوده از اينرو استعاره مىباشد بخلاف اطلاق مرسن بر انف كه علاقه مشابهت مصحّح اين اطلاق و استعمال نيست بلكه علاقه حالّ و محلّ موجب جواز آن گرديده لاجرم اطلاق مزبور از باب مجاز مرسل مىباشد . قوله : و الحاصل انّ التشبيه ههنا منظور : مشاراليه [ ههنا ] اطلاق تقطيع بر تفريق مىباشد . قوله : بخلافه ثمة : ضمير در [ بخلافه ] به تشبيه راجع بوده و مشاراليه [ ثمة ] اطلاق مرسن بر انف مىباشد . قوله : فان قلت قد تقرّر الخ : اين اشكال متوجّه گفتار مصنّف است كه گفت : لانّ الجامع امّا داخل فى مفهوم الطّرفين الخ و حاصلش آنست كه : حكم بدخول جامع در مفهوم طرفين با آنچه در علم حكمت مقرّر است منافى مىباشد چه آنكه در اينعلم ثابت است جزء ماهيّت بواسطه شدّت و ضعف مختلف نميشود همچون ناطق كه جزء ماهيّت انسان مىباشد و بالقطع و اليقين اين معنا در تمام افراد انسان بيكسان وجود دارد و قابل تشكيك و اختلاف نيست درحاليكه قدر جامع در باب استعاره لازم است كه در مستعارمنه اقوى باشد از وجود جامع در مستعارله در نتيجه دخول قدر جامع در مفهوم و ماهيّت طرفين مقتضى است تفاوتى وجود نداشته باشد و حال آنكه لازمه جامع بودنش آنست كه متفاوت باشد و جمع بين ايندو حكم ( حكم بجامع بودن و دخول در مفهوم الطرفين ) از قبيل جمع بين متنافيين